کانون مهدویت تسنیم

دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

کانون مهدویت تسنیم

دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

کانون مهدویت تسنیم

سلام علی آل یس
تا زمانی که انـسان تـوان شـناخت امام را نداشته باشد، سخن گفتـن از ظـهور او بی‌معناست. ظهور امام واقعه‌ای نیسـت که ناگـهان روزی اتفـاق افتد، بلـکه امـری اسـت کـه هـر روز در وجـدان مـؤمنان شیعی، حاصل مـی‌شود.
ظـهـور آینـده‌ی امـام مـسـتلزم اسـتـحاله‌ی قلـب انسان‌هاست و این ظهور تدریجی به ایمـان پیـروان و نفس وجود آنان بستگی دارد.

ما نیز معنـای انتـظار را نارضـایتی از وضـع مـوجود و تلاش جهت بهبود اوضاع می‌دانیم.

و ایـن بـهانـه‌ای شـد تـا بـامــدد ربّ مــنّان در سـال 1388در کانونی با نام متبرک «کانـون مـهـدویت تسنیم» با هــدف اعـتلای اسـلام و تلـاش در جـهت تعجیل فرج گرد هم آمدیم.

نــام کــانون را بــا الــهام از آیـه‌ی 27 سوره‌ی مبارکه مطففین (وَ مِـزَاجُهُ مِن تَسْــنِیمٍ عَـیْنًا یَـشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ) "تسـنیم" برگزیدیم تا بکوشیم مصداقی از معنای آن و همچون آن چشمه‌ی جوشان باشیم.

سعـی بر ایــن بود که مهــارت‌های مخـتلفی برای منـتظران آن حضــرت تبــین و تفــسیر شود. کانون فرصــتی‌ست برای اعـلام حــضور هـر مـنتظری که خــواهان به ســر آمدن ایــن انتـظار است تا به هر نحوی که می‌تواند در جهت تحقق اهداف انتظار بکوشد.
و به انتظار تو دیگر ننشـستیم، یا علــی گفتیم و به امید آمدنتان ایستادیم،
باشد که قبول درگاهتان افتد.

__________________________

- هنر آن است که فردی بی‌هیاهوهای سیاسـی و خودنمایی‌های شیــطانی بــرای خــدا به جهاد برخیزد و خــود را فــدای هــدف کند، نه هوی و این هنر مردان خداست.
امام خمینی (رحمة الله علیه)

- هرچه زمان می‌گــذرد، تجــمع اصــحاب حــق را، "واجب‌تر و فوری‌تر" احساس می‌کنم.
امام خامنه‌ای (مدّظله العالی)

دستان مشــتاقت را به گرمـی می‌فشــاریم، اینجا کانون مهدویت تسنیم.

بسم الله الرحمن الرحیم:

نویسندگان

۵ مطلب در فروردين ۱۳۹۵ ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم


یک  پیام از دومنظر:

1- زمان میخواهد تا انسان بعضی از معانی را درک کند، سه روز یعنی زمان متراکم. همان طور که برنامه‌های روزانه و مستمر یعنی زمان مداوم. اینها هرکدام به نوعی اثر دارند. هم لازم است انسان کارهای خویش را در زمان مداوم انجام دهد که اثر بخش باشد و هم لازم است گاهی زمان متراکم صرف بهبود حال خویش کند تا مؤثر واقع شود. برای مداوای برخی از بیماری‌های جسمی هم همین کار را انجام می‌دهند. گاهی برنامه دارویی مداوم و گاهی که کار سخت شده باشد،برنامه دارویی متراکم.


2- اعتکاف یعنی؛ مقیم شدن در محل نماز و اگر اوج نماز سجده است، یعنی؛ اقامت در محل سجده و یعنی؛ تلاش برای درک سجده و برای درک هر چیز باید به محل آن رفت تا بتوان آن را از نزدیک مشاهده کرد. اعتکاف تمرین دست جمعی عبادت فردی است و یافتن گمشده خویشتن در میان جمع. پس باید مراقب بود که در مسجد و در جمع مؤمنان خودت را گم نکنی و تنها به دیگران مشغول نشوی که تازه باید خودت را پیدا کنی و از او جدا نشوی و مواظبت کن جمع را مراعات کنی که تو تنها نیستی. تنها خود را دیدن در کنار دیگران عین خود خواهی و رعایت جمع در عین حفاظت از تنهایی تمرین خدا خواهی است.


هر انسان خوب آینه زلالی است و اعتکاف، مجمع خوبان، این آینه‌های جدا را به هم وصل می‌کند، روح‌ها را بهم پیوند می‌زند و با تابش برتر الهی میتوان در این آینه‌های حالا یکی شده، انعکاس نور آسمان‌ها و زمین را دید.

  • مدیر سایت

بسم الله الرحمن الرحیم


زن ومرد، طبیعتا" به دلیل زن بودن ومرد بودن تفاوت‌هایی دارند. این تفاوت‌ها هرگز به معنای برتری یکی بر دیگری ویا ناقص بودن یکی از آن‎‌ها نیست. هریک از زن ومرد نسبت به خود کامل‌اند ونسبت به هم نقص‌هایی دارند واین نقص‌ها لازمه‌ی حیات اجتماعی و زندگی آن‌ها در کنارهم است که اگر چنین نبود هیچگاه ازدواجی صورت نمی‌گرفت ونسلی وجود نداشت. این نکته هیچگاه معنای برتری نمی‌دهد بلکه زمینه ساز شکل‌گیری یک نیاز وکشش است.

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

*وَ لا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَکُمْ عَلی‏ بَعْضٍ لِلرِّجالِ نَصیبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا وَ لِلنِّساءِ نَصیبٌ مِمَّا اکْتَسَبْنَ وَ سْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ کانَ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیم*1

-"برتری‌هایى را که خداوند نسبت به بعضى از شما بر بعضى دیگر قرار داده آرزو نکنید. مردان نصیبى از آنچه بدست مى‏آورند دارند و زنان نصیبى و از فضل خدا بخواهید و خداوند به هر چیز دانا است."

 

می‌فرماید،ای زن وای مرد! هیچکدام آرزوی چیزی را که خداوند به دیگری داده نداشته باشید. تفاوت‌ها امتیازی برای زندگی شماست وهمین تفاوت‌هاست که با ایجاد نیاز در هریک از شما، امکان بقاء ولذت بردن از بودن در کنار هم را برای شما فراهم می‌کند.

در عوض می‌فرماید:" واسألوا الله من فضله" از خدا بخواهید شما را در بهره بردن از آنچه به شما داده است موفق گرداند.

در واقع خداوند این مسئله را روشن می‌کند که کمال زن ومرد در داشتن آنچه جنس مخالف دارد نیست،کمال آن‌ها در ازبین بردن تفاوت‌ها نیست؛بلکه کمال زن در زن بودن او واستفاده ازهمین ویژگی‌های زنانگی است وکمال مرد نیز در مرد بودن اوست.

مشکلی که امروز در جوامع بشری گریبان‌گیر زن ومرد شده است، دقیقا"همین گم شدن است، همین سعی در برداشتن تفاوت‌های طبیعی وتلاش برای شبیه هم شدن است. زنان مرد‌گونه می‌شوند ومردان با آرایش زنانه ظاهر می‌شوند وهریک با کاستن ازویژگی‌های جنس خود، در جهت مخالف کمال وجودیشان حرکت می‌کنند.

‌حال می‌بینیم جنبش‌های مدعی دفاع از حقوق زن نظیر فمنیسم با ایجاد دغدغه‌هایی مخالف کمال زن در او، چون: همانند مرد شدن، داشتن جند همسر مثل مردان، به دوش گرفتن کارهای سنگین در جامعه و... با دید سطحی واحساسی خود مسائل عدیده ای را در زندگی فردی، خانوادگی واجتماعی برای زنان به وجود اورده‌اند.

ایا واقعا"چنین دغدغه‌هایی به کمال زن مربوط است؟

نگاه قران را مقایسه کنید با آن بینشی که در نهضت های به اصطلاح احقاق حقوق زن می‌خواهد به اسم تساوی زن ومرد عملا" زنان را با ارزش‌ها واعمال مردان ارزیابی کند، در حالیکه نه نیازهای واقعی زنان را می‌شناسند ونه نیاز‌های واقعی مردان را. خداوند است که می‌داند مال واقعی زن ومرد کدام است وبر همان اساس بستر رسیدن به ان کمال را تعین می‌کند.

 

1.ایه 32سوره نساء


برگرفته ازکتاب زن آنگونه که باید باشد

اصغر طاهرزاده

  • شورای مرکزی
"بسم الله الرحمن الرحیم"


"آثار و برکات کار تشکیلاتی"


"صاحبان اندیشه و هنر متعهد را دورهم جمع کنید."

"هر آنچه که یک جمع متعهّدِ صاحب اندیشه و هنر را دور هم جمع کند و بتواند مثل نخ تسبیح اینها را مجتمع نماید، یکی از بزرگترین رحمتها و نعمتهای الهی است."


یک کار تشکیلاتی، یک کار جمعی خصوصیتش این است که فرد باید خودش را در جمع حل کند، گم کند؛ که این گم کردن، عین بازیافتن به نحوه درست است چیزی کم نمی‌شود از آدم‌ها،‌ چیزها افزوده می‌شود.

من مثال می‌زنم به این لیوان آبی که توی آن حبه قند را می‌اندازید. این یک حبه قند یک چیز مشخصی است به قدر خودش شیرینی دارد، به قدر خودش همه چیزهایی که توی قند هست در این هست. وقت در لیوان انداختی تمام است؛ یعنی یک دانه از این ذرات ریزی که زیرداندان می‌آمد و صدا می‌کرد و خودش را نشان می‌داد که هان! منم، یک دانه از اینها باقی نمی‌ماند، تمام حل می‌شود در آب. در آنجایی که قبل از آن، یا بعد از آن، ده حبه قند دیگر حل شده. اما به نظر شما ار این حبه قند یک ذره‌اش، یک سر سوزنش از بین رفت؟‌

هیچ چیز از آن از بین نرفت. این قند یک ذره کم نشد، بلکه یک خورده به آن زیاد شد. زیرا آن مقدار شیرینی که در این قند بود آمیخته شد با شیرینی‌‌های دیگر که در قندهای دیگر بود و در تمام اعضای این آب حل شد، سرایت پیدا کرد، چیزی هم از آن کم نشد؛ اما آن تشخیص خودش را از دست داده؛ آن فردیت خودش را از دست داده؛ یک تشکیلات باید اینجور باشد. شکل کامل یک تشکیلات درست این جوری است که باشد فرد در جمع حل بشود.

این شکل درست تشکیلات است، البته کاری است در اصل آسان، اصلاً انسان اینجوری است، اما در تجربه و عمل ما که پنجاه سال در اختناق رضاخانی و محمد رضاخانی گذرانده‌ایم و اگر خود ما هم این پنجاه سال را با وجودمان لمس نکردیم، اما فرهنگش برای ما به ارث مانده است. ما بر اثر این تجربه طولانی حکومت مطلقه در ایران، در این پنجاه سال اخیر و البته در قبل از آن در 2500 سال اخیر، محکوم به نوعی فرد گرایی شدیم؛ البته شرقی‌ها به نوعی فرد گرایند، از قدیم تاریخ شرق،‌ یک تاریخ فردگرایی است؛ هنر شرق، موسیقی شرق، آهنگ شرق، ورزش شرق، آهنگ دسته جمعی آن طرف‌ها است؛ اینجا نیست،‌ورزش دسته جمعی آن جاها است، این جا ورزش کشتی است؛ مثلا آنجا ورزشش والیبال است، فوتبال است. در هنر های گذشته، موسیقی، آن آهنگ‌های دسته جمعی  و یک ارکستر با همه انواع و اقسام و یک آوازه برآمده از چندین حنجره و یا چندین دست، این در هنر شرق نیست. اینها اگر هست، خیلی کمیاب است. به هر حال شرقی ها یک نوع فرد گرایی در تاریخ‌شان است.


اسلام البته درست، نقطه مقابل این عمل کرده است. اسلام همه چیز را جمعی دارد،  حتی عبادت؛ می‌دانید عبادت یعنی شخصی‌ترین کار آدم، کار آدم با خدا که هیچ ارتباط با کارهای معمولی و دنیوی و همکاری و تعاون ندارد، رابطه‌ای است بین انسان و خدا، آن عبادت نوعی تقدیس را می‌گویم، نه مفهوم عام عبادت، همین عبادتی که در ذهن مردم هم بیشتر است، این یک رابطه انسان است با خدا. همین را اسلام می‌گوید دسته جمعی انجام بدهید؛ نمازجماعت، حج و ... به هرحال ما از این روح جمعی اسلام دورماندیم(1)


یک تشکیلات واحد، اولین و واضح‌ترین معنایش این است که افرادی در این تشکیلات کار می‌کنند ،اینها به دنبال یک جهت واحدی، به دنبال گمشده‌ی واحدی می‌گردند، آن هم با همکاری و همراهی و همگامی با یکدیگر. پس اخلاق تشکیلاتی، یعنی اخلاق اسلامی؛ اخلاق تشکیلاتی، یعنی اخلاق اسلامی‌ منظم، یعنی چگونگی برخورد دو برادر. دو همفکر، دو هم آهنگ، دو هم جهت . اگر دو نفر از دو طرف که با هم صدو هشتاد درجه اختلاف جهت دارند می‌آیند به طرف هم، این یک جور برخورد است، این برخورد اصطکاک است. اگر کسانی با هم به یک جهت حرکت می‌کنند، این نوع دیگر این برخورد است؛ برخورد همکاری، همگامی، و همراهی است.(2)

واحد خواهران


 


(1): 1359/3/2
(2): همان تاریخ
  • شورای مرکزی

بسم الله الرحمن الرحیم



امروز جاده‌های بی‌حاشیه آسمان، مردی را به زمین، بدرقه می‌کند که در کوچه‌های جوانی،

فانوسی از بی‌کرانه دانش‌ها به دست می‌گیرد ...

مقدمش گلباران


سالروز ولادت آن غواص بی‌‌بدیل دانش‌ها که دامن دامن معرفت به تشنگان دانایی و آگاهی می‌بخشید مبارک


  • مدیر سایت

بسم الله الرحمن الرحیم

فاطمه یعنی شکوه احمدی               جلوۀ حیّ خدای سرمدی

میلاد بانوی نور حضرت فاطمه الزهرا (س) مبارک باد



ای الهه صبر و امید!!

دوباره به سمت تو تمام می‏‌شوم، مادر!

پیشانی‏‌ام، بوسه‏‌گاه مهربانی‏‌های توست و دست‏هایت، سایه‏‌بان دل‏خستگی‏‌هایم.

مادر! نمی‏دانی، گاهی از تمام دنیا دلم می‏‌گیرد، اما پیش تو رو نمی‏کنم تا زخمی بر زخم‏‌های دلت نیفزایم؛ ولی مادر! دل بی‏طاقتم، در وسعت بی‏‌ساحل نگاهت، تاب تنهایی را ندارد.

هنوز نتوانست‌ه‏ام یک دل سیر تو را دوست بدارم. تقصیر دلم نیست؛ که طعم عشق تو را نمی‏شود با واژه‏‌های ناچیز «دوستت دارم» چشید.

مادر! هنوز آن قدرها بزرگ نشده‏‌ام که عصای پیری تو باشم؛ جوانه‏‌های ضعیف وجودم به استواری دست‏هایت محتاج است؛ من نیازمند توام، مادر!

هر وقت چهره‌‏ات خدا گونه می‏شود، می‏فهمم که وقت نماز است.

می‏فهمم که وقت خداست.

می‏فهمم که حالا دیگر نوبت درد دل کردن تو با خداست؛ در خلوتت پا نمی‏گذارم، اما با چشم‏‌هایی غرق التماس، نگاهت می‏کنم تا یادت نرود دعایم کنی.

وقتی می‏خندی، تمام خانه رنگ بهشت می‌‏گیرد و بوی بهشت می‏دهد.

وقتی دلت می‏گیرد، آسمان در بغض نگاهت جمع می‏شود، اما نمی‏بارد.

وقتی خانه از گرمای مهربانی‏ات خالی است، سرما از در و دیوار می‏بارد؛ انگار نبودنت همه جا را تاریک می‏کند و آسمان شب‏هایمان سوت و کور و بی‌‏ستاره می‏‌شود.

فرصت بوسیدن دست‏هایت را از من مگیر، هر چند که جبران ذره‌‏ای از ناسپاسی‏‌هایم را نیز نمی‏کند، اما دلم خوش است به این بوسیدن‏‌ها.

تمام گل‏‌های سپید باغستان‏‌ها را به پایت می‏ریزم تا بر چشم‏هایم قدم بگذاری.

هنوز جای زخم‏‌‌های دل، در عمق نگاهت پیداست و هر از گاهی، با زلال چشمانت، غبار کدورت‏‌های روزگار نامراد را از دل می‏شویی و جلا می‏دهی.

آسمان، به احترام حضور ملکوتی تو تعظیم می‏کند و فرشتگان، به حرمت مادری‏‌ات سوگند می‏خورند.

ای الهه صبر و امید! در امتداد نگاهت، مهربانی تفسیر می‏شود؛ تو از مهربانی خدایت رنگ و بو گرفته‌ای.

مادر! مخواه که در وسعت آسمانی تو، بی‏‌پر و بال بمانم که تنها امید پروازم تویی.

متن برگرفته از سایت تبیان


حرف دل: یادمان باشد هر آنچه که رنگ و بوی مادرمان زهرا (س) را داشته باشد مولا خوب قبول می‌کند، پس هر آنچه که امروز میخواهی در زرورق "یا زهرا" بنویس و تقدیم به مولایت (حضرت حجّـت) کن.

  • مدیر سایت