کانون مهدویت تسنیم

دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

کانون مهدویت تسنیم

دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

کانون مهدویت تسنیم

سلام علی آل یس
تا زمانی که انـسان تـوان شـناخت امام را نداشته باشد، سخن گفتـن از ظـهور او بی‌معناست. ظهور امام واقعه‌ای نیسـت که ناگـهان روزی اتفـاق افتد، بلـکه امـری اسـت کـه هـر روز در وجـدان مـؤمنان شیعی، حاصل مـی‌شود.
ظـهـور آینـده‌ی امـام مـسـتلزم اسـتـحاله‌ی قلـب انسان‌هاست و این ظهور تدریجی به ایمـان پیـروان و نفس وجود آنان بستگی دارد.

ما نیز معنـای انتـظار را نارضـایتی از وضـع مـوجود و تلاش جهت بهبود اوضاع می‌دانیم.

و ایـن بـهانـه‌ای شـد تـا بـامــدد ربّ مــنّان در سـال 1388در کانونی با نام متبرک «کانـون مـهـدویت تسنیم» با هــدف اعـتلای اسـلام و تلـاش در جـهت تعجیل فرج گرد هم آمدیم.

نــام کــانون را بــا الــهام از آیـه‌ی 27 سوره‌ی مبارکه مطففین (وَ مِـزَاجُهُ مِن تَسْــنِیمٍ عَـیْنًا یَـشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ) "تسـنیم" برگزیدیم تا بکوشیم مصداقی از معنای آن و همچون آن چشمه‌ی جوشان باشیم.

سعـی بر ایــن بود که مهــارت‌های مخـتلفی برای منـتظران آن حضــرت تبــین و تفــسیر شود. کانون فرصــتی‌ست برای اعـلام حــضور هـر مـنتظری که خــواهان به ســر آمدن ایــن انتـظار است تا به هر نحوی که می‌تواند در جهت تحقق اهداف انتظار بکوشد.
و به انتظار تو دیگر ننشـستیم، یا علــی گفتیم و به امید آمدنتان ایستادیم،
باشد که قبول درگاهتان افتد.

__________________________

- هنر آن است که فردی بی‌هیاهوهای سیاسـی و خودنمایی‌های شیــطانی بــرای خــدا به جهاد برخیزد و خــود را فــدای هــدف کند، نه هوی و این هنر مردان خداست.
امام خمینی (رحمة الله علیه)

- هرچه زمان می‌گــذرد، تجــمع اصــحاب حــق را، "واجب‌تر و فوری‌تر" احساس می‌کنم.
امام خامنه‌ای (مدّظله العالی)

دستان مشــتاقت را به گرمـی می‌فشــاریم، اینجا کانون مهدویت تسنیم.

بسم الله الرحمن الرحیم:

نویسندگان

۱۱ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۶ ثبت شده است

"بسم الله الرحمن الرحیم"


"شاخص ها و بایدهای تشکیلات موفق انقلابی" :

"نَفَس جدید به مجموعه وارد کنید."


کاری که شما باید بکنید این است که اول این انجمن را محکم نگه دارید؛ یعنی مانع لق شدن خشت ها و پایه های این تشکیلات شوید.

کار دوم این است که برای نگه داشتن آن بلاشک احتیاج دارید به این که مرتب نَفَس و خون جدید وارد آن کنید؛ چون یک مجموعه بسته و بدون تبدل خون و هوای آزاد، بعد از مدتی به طور طبیعی فرسوده و کهنه خواهد شد.

شما باید خون های جدید وارد کنید البته خون سالم وارد کنید و حواستان جمع باشد که خون هپاتیتی یا ایدزی وارد نکنید!...

صافی داشته باشید و بدانید که خون هپاتیتی و ایدزی هم هست و وارد می شود! ولو نشاطی هم ایجاد می کند؛ لکن آدم را در بلند مدت دچار بیماری های مهلک و علاج ناپذیر می کند.

برای این کار دوم هم که وارد کردن خون جدید و پاک است، احتیاج است که شما بعضی ها را رشد دهید. پس کار سومی به وجود می آید که عبارت است از جستجو کردن  استعدادهای خوب و تابناک، گزینش کردن صحیح و عادلانه، آوردن و وارد مجموعه کردن آنها. در این هیچ تردیدی نکنید.

الان در سرتاسر کشور یک حرکت عمومی عجیبی شروع شده است؛ از همین جمعیت های کوچک دانش آموزی گرفته تا دانشجویی و بالاتر از دانشجویی. همه اینها محض احساس تکلیف مبارزه می کنند. این تابلو تهاجم فرهنگی را که ما چند سال پیش بلند کردیم و عده ای سنگبارانش کردند، خوشبختانه اینها قبول و بلند کرده اند.

الان در همه این تشکل های کوچک ناشناخته و احصا نشده، جهتِ واحدی وجود دارد و آن مبارزه با تهاجم فرهنگی است. از بچه ها می پرسید شما می خواهید چکار کنید؟ این کتاب، نمایشنامه، جزوه، بروشور و شعر را برای چه نوشتید و این انجمن را برای چه درست کردید؟ می گویند می خواهیم با تهاجم فرهنگی مبارزه کنیم. این کار خیلی مبارک است و این را دست کم نگیرید.

در بین همین هاست که شما الماس و طلا را پیدا می کنید "النّاس کمعادن الذّهب و الفضّه"


بروید و آنها را شناسایی و گزینش کنید و به شکل حساب شده ای وارد مجموعه نمایید. البته می توانید مجموعه را دارای دهلیزها و گردونها و گیتی های گوناگون کنید تا اینها را راحت و بی دغدغه وارد کنید؛ یعنی از یک قرنطینه ناآشکاری بگذرانید و بعد وارد اصل مجموعه کنید. از این کارها باید بکنید.(1)



برگرفته از کتاب کار باید تشکیلاتی باشد

واحد خواهران                    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

1. بیانات در دیدار جمعی از اعضای انجمن قلم1381/11/8

  • شورای مرکزی

بسم الله الرحمن الرحیم

وقتـى نهضت اسلامى بـه مرحلـه انقلاب اسلامى رسـید و زنـان با همـان برداشـت طبیعى کـه از اسلام در جامعـه زنانـه بـود، جلـو افتادنـد؛ امـام فرمودنـد - و درسـت هـم فرمودند - کـه: اگـر زنـان در این نهضـت همـکارى نمى‌کردنـد، انقالب هـم پیـروز نمى‌شـد. اگر امثال همین مادران و همسران شهید ایمان خود، صبر خود، ایسـتادگى خـود، معرفت خود و روشـن بینى خـود در قبـال ضایعات جنـگ و فداکاریهـاى جوانان و مـردان را نشـان نمى‌دادنـد، جنـگ پیـروز نمى‌شـد.
   غربیهـا دربـاره جنـس زن باید پاسـخگو باشـند؛ چـون آنها بـه زن خیانـت کردنـد. تمـدن غربى بـه زن هیـچ نداده اسـت. اگـر پیشـرفت علمـى، سیاسـى و فکـرى هـم در زنان دیـده مى‌شـود، مـال خـود زنهاسـت. آنچه که غربی هـا بـه آن دامن زدنـد و تمـدن غربى پایه گذار خشـت کـج و بناى کجـش بـود، بى‌بندوبارى و ابتذال زنانه است.
   فرهنگ غربـى در مورد زن و بى‌بندوبـارى و بـه ابتذال کشـاندن زنـان آن مناطق، موجب شـده اسـت که بنیان خانـواده، سسـت و متزلزل گردد و خیانـت زن و مـرد به یکدیگـر، در داخل خانـواده چندان مهم شـمرده نشـود.ایـن خیانت به جنس زن نیسـت؟
   زن ایرانى در ایران اسلامى، باید کوشـش این باشـد هویت والای زن اسلامى را آنچنان زنده کند که چشـم دنیا را بـه خود جلـب کنـد. این امـروز وظیفه‌یى اسـت بـر دوش زنـان مسـلمان؛ بخصـوص زنـان جـوان و دختران.
   هویت اسلامی این است کـه زن در عیـن این که هویت و خصوصیت زنانه خود را حفظ می کند - کـه طبیعت وفطرت اسـت و براى هر جنسـى خصوصیات آن جنس ارزش اسـت - یعنى آن احساسـات رقیق را، عواطف جوشـانّ را، آن مهر و محبـت را، آن رقـت را، آن صفـا و درخشـندگى زنانه را بـراى خود حفظ مى‌کنـددرعین حـال، هم باید در میـدان ارزشـهاى معنـوى - مثـل علـم، مثل عبـادت، مثـل تقربو عرفان - پیشـروی کند، هـم در عرصه مسـائل اجتماعى و سیاسـى و ایسـتادگى و صبـر و مقاومت و حضور سیاسـى و خواسـت سیاسـى و درک و هوش سیاسـى، شـناخت کشـور خود، شـناخت آینده خود، شـناخت هدفهـاى ملى و بـزرگ و اهداف اسلامى مربوط به کشـورهاى اسلامى و ملتهاى اسلامى، شـناخت توطئه هاى دشـمن، شـناخت دشـمن، شـناخت روشـهاى دشـمن باید روزبـه روز پیشـرفت کنـد و هـم در زمینه ایجـاد عـدل و انصـاف و محیط آرامـش و سـکونت در داخل خانواده باید پیشـرفت داشـته باشـد.


برگرفته از سخنان مقام معظم رهبری

  • شورای مرکزی

بسم الله الرحمن الرحیم

 آثار حیا

   انسان با صفاتی همچون حیا محبوب و معشوق خداوند می شود.توانگری که می تواند عامل طغیان شود،اگر با حیا توأم شد،محبوب خدا می شود و بالعکس اگر در حالت فقر و نداری،گدایی مردم را کرد و در گدایی پافشاری و سماجت نمود،باعث زایل شدن حیا و دشمنی خدا می گردد.

   نوعی از حیا به نام «حیای از خود» وجود داردکه در اوج معارف دینی قرار دارد و نشانی از اتصال ما با وحی الهی است.حیای از خود به این معنا است که انسان آنقدر برای خود ارزش و کرامت قائل باشد که حتی در خلوت خود نیز خجالت بکشد که مرتکب عمل نادرستی شود.

   یکی از نقاط کلیدی که ارزش های اسلامی را از ارزش های غربی جدا می کند،حیاست.حیا مرزی است که انسان آزادی خود را محدود می کند تا کرامت او لکه دار نشود.در غرب آزادی  انسان اصل است و در اسلام کرامت او.پیامبر اکرم(ص) در وصف مؤمن می فرمایند:«به سبب تکریم و حیا از خداوند،بر نفس خود مسلط است.»

   حیا در زمره ی مهارکننده ها و تنظیم کننده هاست و آنچه آن را برجسته تر از دیگر کنترل کننده ها می کند،این است کنترل و تنظیم خود نه برپایه ی ترس است و نه بر پایه ی طمع بلکه بر پایه ی کرامت و ارزش انسان و تجلیل خداوند از اوست و می توان ان را نوعی آزادگی و حریت نامید. 

   خداوند انسان را با شخصیت آفریده است:« وما فرزندان آدم را گرامی   داشتیم.». انسان در قبال این بخشش الهی موظف است که آبروی خود را حفظ کندو مؤثرترین عامل برای حفظ آبروی انسان،حیاست. 

   مطلب دیگر اینکه انسان بالفطره می خواهد زیبایی های خود را به تصویر بکشد.حال سؤالی مطرح میشود که آیا حیا با پاسخگویی به این خواست فطری انسان تناقض دارد یا خیر؟در نگاه اول شاید به ذهن ما خطور کند با وجود حیا دیگر جایی برای عرضه کردن جمال و زیبایی نمی ماند،اما نگاه اهل بیت(ع)به این قضیه متفاوت است.پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:«حیا کانون تمام زیبایی هاست.» و امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند:«حیا،علت و راه رسیدن به هر زیبایی است.»

   با حیا می توان زیبایی آفرینی کرد.حیا موجب مخفی و یا زشت شدن نمی شود،بلکه باعث می شود زیبایی ها در جای گاه خود ارزشمند جلوه کنند و پایمال نشوند.  

   به کسی که حیا داشته باشد،هرچند منافق هم باشد،جای امیدواری هست؛چرا که پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:«به منافق تا زمانی که اهل حیاست،امیدوارم.»

   در حادثه ی عاشورا نیز وقتی «حر» جلوی سپاه امام حسین(ع) را گرفت امام به حر فرمودند:«مادرت به عزایت بنشیند،چه می خواهی؟» و حر در جواب گفت:اگر کس دیگری این سخن را به من گفته بود،نام مادرش را میبردم ولی نام مادر شما را نمیتوان برد مگر به بهترین وجه.و همین حیا و ادب او نسبت به حضرت زهرا (س) باعث شد که توفیق توبه و بازگشت را بیابد و در چشم بر هم زدنی از اسفل السافلین به اعلی علیین سیر کند.

  • شورای مرکزی

بسم الله الرحمن الرحیم

   هنر بزرگ شیعه آن است که در عین واقع بینی،حقیقت شناس و آرمانگرا است.و رمز آنکه در طول تاریخ گرفتار روزمرگی نشده ، جنبه ی حقیقت شناسی و آرمان گرایی آن است و چنانچه بتوانیم این موضوع را به صورت امروزین تدوین کنیم به خوبی در نجات جوانانمان از فساد دوران موفق می شویم.
   اگر یک هزارم کشت و کشتاری که در طول تاریخ به شیعه تحمیل کرده اند به ملت دیگری وارد شده بود، امروز اصلا نامی هم از آن نبود.زیرا همیشه نهضت های شیعی، عمیق و زیربنایی و آرمان خواهانه عمل می کردند،آن هم با نظر به آرمان های قدسی و معقول و نه آرمان های وهمی و احساساتی.
   شیعه مطابق حقایق قرآنی و دلایل عرفانی و عقلانی متوجه است جهان جز با حاکمیت امامی معصوم به نتیجه ای که باید برسد نمی رسد و بقیه ی فرهنگ هاهم که مضمحل شده اند به جهت غفلت از این موضوع است و تحمل فرهنگ حاکمیت غیرمعصوم یک نوع فریب دادن به خود و پشت کردن به آرمان های عقل و قلب خود است.
   شیعه با توجه به نقش حقایق در زندگی همواره تلاش کرده است که حقیقت در زندگی فردی و اجتماعی او میدان دار باشد و چنین توجهی نه تنها به زندگی او جهت می دهد،بلکه هم اکنون حیات او را به عالی ترین حیات آرمانی تاریخ متصل می گرداند و از آن بهره مند می سازد.
   حقیقت گرایی شیعه آن است که نمی تواند به عقل و قلب خود دروغ بگوید.وقتی ملت مسلمان ترکیه حاکمیت خلفائی را که سقیفه آن ها را انتخاب کرده پذیرفتند،آقای آتاتورک را هم می توانند تحمل کنند و سالها طول می کشد که روح اسلام ستیزی او را از ذهن ها و قلب ها پاک نمایند.
   در حالی که مردم ایران در فرهنگ شیعه رضاخان را با آن همه قلدری هنوز نیامده روانه جزیره موریس کردند،فرزندش هم با آن همه حیله گری که داشت با خفت و خواری رفت.چون شیعه همواره به چیزی در نظام سیاسی  جامعه نظر دارد که عقل و قلب به دنبال آن است و آن حاکمیت امام معصوم است.


برگرفته از کتاب انقلاب اسلامی، برون رفت از عالم غربی

  • شورای مرکزی

آقاجان شهررا آذین بندےکردیم تاقدوم مبارکت رابرروى

چشمانمان بگذارى چشم انتظار روےماهت هستیم

تاروشن کنےعالم هستى را...


مراسم احیا نیمه شعبان با سخنرانی حاج آقا داستانپور 

پنجشنبه 21 اردیبهشت ماه ساعت 23 . 

مکان:مصلی الغدیر دانشگاه اصفهان


احیا

  • شورای مرکزی

                                 بسم اللّه الرحمن الرحیم

انقلاب ایران،انقلابی شیعی یا مادی؟؟؟

انقلاب اسلامی انقلابی است که ملتی با آگاهی از توانایی های اسلام آن را پدید آورد،منتها اسلامی که شیعه آن را می شناسد و در رابطه با جایگاه انقلاب اسلامی باید تشیع را هم از نظر مبانی اعتقادی و هم از نظر حضوری که در تاریخ داشته است بشناسیم.ازنظر تاریخی عده ای پس از رحلت رسول خدا(ص) متوجه شدند ماوراء جریانی که سقیفه بدان پرداخته است حقیقتی هست که نسبت آن در مقایسه با اسلام سقیفه یک نسبت دیگری است و صحابه ی اصیل یامبر(ص)مثل سلمان و مقداد و اباذر به آن حقیقت پیوستند هرچند بنا به توصیه ی علی(ع)جز چند اعتراض آرام تقابل مستقیمی با خلفا نجام نشد.اما اگر از موضع یک انسان بی طرف جریان های صدر تاریخ اسلام را به دنبال کنیم نسبت تفکر شیعه بااصل اسلام را به خوبی میتوان شناخت و از آن طرفداری کرد.ورود شیعیان به تشیع یک ورودی است که انصاف در آن نقش اساسی داشت و برای شیعیان اولیه پیدابود که حقیقت در خانواده ی پیامبر است و ماهم چون متوجه انتخاب منصفانه ی آن ها شده ایم بر شیعه بودن خود پایدار هستیم .اشارات قرآن حکایت از آن دارد که یک خانواده ی خاص در اسلام در مقام طهارت کامل هستند و هیچ جهل و گناهی در آن ها نیست((اِنما یُریدُاللّه لِیُذهَب عَنکم الرِّجس اهل البیت)) شیعه این اشارت را دنبال کرد و با سایر شواهد ترکیب نمود و متوجه شد موضوع حاکمیت امام معصوم واقعا اراده ی الهی است و نباید آن را سرسری گرفت که موضوع آن در مباحث کلامی مورد بررسی قرار میگیرد.در راستای برگشت اسلام به موضوع حاکمیت امام معصوم جهت سرو سامان گرفتن جهان اسلام امام خمینی در اولین صفحه از وصیت نامه شان در مورد حدیث ثقلین میفرمایند(این حدیث شریف جهت حجت قاطع است بر جمیع بشریت بویژه مسلمانان مذاهب مختلف)یعنی رسیدن به این که باید امام معصوم در کنار قرآن جهان را سرو سامان بدهد چیزی نیست که ما شیعیان بگوییم.پس اولین نکته ای که در سیر تاریخی شیعه میتوان بهدآن توجه داشت این است که شیعه همواره طالب حقیقتی است بالاتر از وضع موجودی که مردم سطحی به آن راضی اند و همیشه به آن نظر داشته و اگر مقصد او از پدید آوردن انقلاب اسلامی صرفا موضوع رفاه مادی بود شاه در اواخر سلطنتشبا فروش سرسام آوری که از نفت داشت و بازارهای ایران را پر از کالای خارجی کرده بود مردم باید به انقلاب اسلامی فکر نمیکردند به خصوص که درباریان سعی داشتند طبقه ای را که امکان اعتراض در آنها بیشتر بود در رفاه قرار دهند.آری شیعه به اهدافی نظر دوخته است که آن اهداف بسیار بالاتر از آن هستند که با طرح رفاه مادی بتوان از آنها دست برداشت و به وضع موجود جهان مدرن راضی بود.شیعه با وفاداری به آن حقیقت زندگی کرده و به همین جهت هم شیعه ی واقعی هیچ وقت گرفتار روزمرگی نشده است.


برگرفته از کتاب انقلاب اسلامی، برون رفت از عالم غربی

  • شورای مرکزی

بسم الله الرحمن الرحیم


   ما مهدویت را نفهمیده ایم! اگر به درستی در زندگی خودمان بیاندیشیم،می بینیم که ما با خیلی از مفاهیم عجین  شده ایم،درحالیکه آن مفاهیم تاثیر در زندگی ما نگذاشته اند.یکی از این مفاهیم عظیم و پربار،مبحث "مهدویت" است که ما از ابتدای آشنا شدن با بحث های اعتقادی،با آن آشنا شده ایم و به جزئی لا ینفک از زندگی ما تبدیل شده است.اما براستی چرا این مفهوم عظیم در زندگی ما بی تأثیر و یا کم تأثیر بوده است؟
   خیلی از اوقات،فهم نادرست و ناقص ما از یک مفهوم سبب می شود که صرفا آن را لقلقه ی زبان کنیم.به عبارتی فهم نادرست و محدود از یک مفهوم،سبب می شود که ما نتوانیم از تمام ابعاد و پتانسیل آن در زندگی خود بهره ببریم.
در رابطه با مبحث"مهدویت"،اگر به عمق اعتقاد خودمان دقت کنیم و آن را بکاویم،می‌بینیم که حقیقتا برای رسیدن به آن اهداف مد نظر ما از "مهدویت"،نیاز چندانی به وجود حضرت حجت(عج) و یا حضور ما در میدان نیست.
   گاهی ما مفهوم مهدویت را تقلیل می‌دهیم صرفا به یک منجی که می‌خواهد ظلم را برچیند و عدالت را بگستراند چه اهدافی از این دست که در این صورت،وجود شخصی با این خصوصیات مد نظر ما چندان ضرورتی ندارد.وگاهی صرفا یک دیدگاه سنتی مطرح می‌شود،بدین شکل که شخصی از خاندان پبامبر خاتم خواهد آمد و کارهایی خواهد کرد.که در این دید هم آمدن حضرت چیز قابل تحصیلی برای ما نیست و حضور ما در میدان چندان ضرورتی ندارد.

مشکل ما این است که "مهدویت" را نفهمیده‌ایم.برای فهم درست "مهدویت"،باید ضرورت "امامت" و "رسالت" و "دین"‌ مطرح شود که انشاالله مطرح خواهد شد.

  • شورای مرکزی

بسم الله الرحمن الرحیم

   مثل همـه موضوعات دیگر، موضوع زن هم دسـتمایه اى در دسـت سـوداگران همه ارزشـهاى انسـانى شـده اسـت. در دنیا و در رسانه هاى جمعـى عالـم، در طـول سـالهاى متمـادى، کسـانیکه نـه بـراى زن، نه بـراى جنـس انسـان و نـه بـراى کرامتهاى انسـانى، جز در محاسـبه بـا پول ارزشـى قائل نیسـتند - که متأسـفانه در تمـدن کنونى مغـرب، نقش مهمـى را در همـه عرصه ها ایفـا مى‌کنند - مسـأله زن را هـم براى خودشـان در میدانهـاى مختلف به صـورت یک سـرمایه و یک وسـیله سـوداگرى درآوردنـد؛ روى آن بحـث مى‌کننـد، فرهنگسـازى مى‌کننـد، تبلیـغ مى‌کننـد و ذهنهـاى مرد و زن همـه دنیـا را در سـر دو راهی یک وسوسـه و گمراهی بـزرگ قـرار مى‌دهنـد.
   در چنین شـرایطى، جـا دارد زن مسـلمان با تأمـل در مفاهیم اسلامى و ارزشـگذاری هاى اسلامی و بـا دقـت در خطوطی کـه در نظام اسلامى براى پیشـرفت زنان و مـردان پیش بینى شـده اسـت، هویت خود را بازیابی کندوقامـت رسـاى اسـتدالل را در مقابل هوی سفسـطه ها و وسوسـه هاى عوامـل صهیونیسـم و سـرمایه گذارى و بـه نمایـش درآورد.
   اسلام در مقابـل جاهلیتـی که بـه زن ظلـم مى‌کـرد، ایسـتادگی کـرد؛ هـم در میـدان معنویـت و فکر و ارزشـهاى انسـانى، هـم در میدان حضـور سیاسـى و هم از همـه بالاتـر در عرصـه خانـواده.
   در زمینه مسـائل معنوى، زنان جزو پیشـگامان حرکت معنوى انسـان به سـوى پیشـرفتها هسـتند، در قـرآن وقتى از یک زن مى‌خواهد براى انسـانهاى مؤمـن مثال بزنـد، مى‌فرماید: و ضـرب الل مثلا للذین امنوا أمـرأة فرعـون، از یک زن مثال می زند.
   در دنیای غرب و همین کشورهای اروپایی-تا دهه ی اول قرنی که تمام شد، زنان نه فقط حق رای نداشتند که حق مالکیت هم نداشتند.در اسلام بیعـت زن، مالکیـت زن، حضـور زن در ایـن عرصه هاى اساسـى سیاسـى و اجتماعى، تثبیت شـده اسـت: اذا جائـک المؤمنـات یبایعنک علـى ان ال یشـرکن بـالله ، زنها می آمدند با پیامبر بیعت می کردند.
   خـود الگـوء فاطمـه‌ى زهـرا سلام الله علیها کـه در دوران کودکـى، بعـد از هجـرت پیغمبـر بـه مدینـه، در داخل مدینـه و در همـه‌ى قضایـاى عمومـى آن روز پـدرش - کـه مرکـز همـه حـوادث سیاسـى اجتماعـى بـود -حضور داشـت، نشـان دهنده نقش زن در نظام اسلامى اسـت.

برگرفته از سخنان مقام معظم رهبری

  • شورای مرکزی

                                     بسم الله الرحمن الرحیم

همانطور که گفته شد اگر دولت ها انقلاب را گرفتار توسعه به روش غربی کردند و در راستای رشد هسته های قدرت و ثروت ،انقلاب را در مسیر رسیدن به اهداف عالیه اش از نفس انداخته اند هرگز انتظار نداشته باشند مردمی که انقلاب کردنداز ان ها متشکر باشند زیرا آنها در مسیر مدیریت خود شخصیت اصلی و اهداف انقلاب رافراموش کردند و عملا انقلاب را در ذیل فرهنگ غربی قرار دادند و اگر بر آن روش تاکید میشد دیگر بازگشت به هویت از دست رفته ی ملت مسلمان توسط انقلاب اسلامی چیزی نمی ماند زیرا شخصیت انقلاب اسلامی بر اساس رسیدن به اهداف حقیقی است ظاهر میشود حال اگر به هرچیز دیگری برسد ولی به اهداف حقیقی اش نرسد عملا انقلاب در مسیر شکست خودجلو رفته است البته معلوم است نه ذات انقلاب و مردم انقلابی چنین تحمیلی را بر نمی تابند.بسیار هوشیاری میخواهد که مردم بتوانند ماوراء رفاه غربی نظر به اهداف حقیقی انقلاب داشته باشند.در مثال تشنگی و باغ میوه که در قبل بیان شده است مردم باید بنشینند و فکر کنند که ن جایی ک دعوت شد(باغ) بد بود و نه فرد کار بدی کرد که به آنجا رفت پس چرا کلافه است؟؟!!!غفلت او از آن جاست که متوجه نیست حقیقت این مسافرت برای رسیدن به چشمه ی آب بود.و با تغییر مسیر انقلاب به سوی توسعه غربی حالا به ظاهر میبیند همه چیز دارد ولی از مقصد اصلی باز مانده و در نتیجه افسردگی ها ویرانی نظام خانواده فساد جوانان مشکلات آموزشی و فرهنگی و اقتصادی همه به صحنه آمده است.مثل اینکه درست سیب همه چیز بدهد جز سیب و یا سرکه هرطعمی جز ترشی بدهد،چه کسی حاضراست آن را بخورد؟؟!!!!بعضی ناخواسته وو بدن شناخت غرب و فقط با دیدن ظاهر غرب بلایی سر انقلاب اسلامی آوردند که حالا از بعضی جهات همه چیز است غیر از انقلاب اسلامی.طرفداران همین طرز فکر چون رویکرد اصلی آن ها اهداف غربی است پس از چندی حالا نوای عبور از انقلاب اسلامی سر میدهند و با جریان هایی که درصدد براندازی نظام اسلامی اند احساس همدلی میکنند و درصدداند که از انقلاب اسلامی پوسته ای نگهدارند که تمام محتوایش غرب باشد با این تصور که اگر ما فرهنگ غرب را بیش از پیش در شئونات مملکت واردکنیم از امتیازات زندگی غربی برخوردار میشویم غافل از اینکه400سال ممالک را چپاول کرده تا به اینجارسیده است و هم اکنون منافع می خود را طوری تعریف کرده که با منافع ملی سایر کشور ها در تضاد است و در این صورت مارا برای خودشان میخواهند.اشکال از جایی پیداشد که خواستیم با تعریفی که غرب از ما دارد خود را ببینیم در حالیکه آن پیر فرزانه نگاه ما را از محدودیت های زندگی غرب آزاد کرد تا زندگی زمینی خود را به آسمان معنویت متصل گردانیم و اقتصاد خود رابا عدالت و معنویت و فرهنگ و آموزش خود جدا از نگاه سکولار و لائیک به عالم و آدم ادامه دهیم.انقلاب اسلامی آمده تا مبنای سیاست راتغییر دهد.ما انقلاب نکردیم که به طبق موازین تاریخ غربی ارزش های غربی را متحقق کنیم.انقلاب اسلامی پاسخ به ندایی بود که از طرف حق به گوش ملت رسید.


برگرفته از کتاب انقلاب اسلامی، برون رفت از عالم غربی

  • شورای مرکزی

بسم الله الرحمن الرحیم

 جایگاه حیا :

    حیا،اصلی ثابت در فطرت همه انسانهاست که مربوط است به روح انسان.البته مصداق ها و نمونه هایی که مردم از آن حیا می کنند،تابع فرهنگ و نظام ارزشی آن هاست.با این حال باید مصداق ها هماهنگ با قوانین الهی باشند و اینجاست که لزوم و جایگاه شرع مقدس در امور فطری خود را نشان می دهد و مصداق را در جهت معیار های فطری قرار می دهد.                  

    اولین نشانه فهم و عقل در انسان حیاست و ایمان از آخرین مراتب عقل است و محال است کسی به مرحله ی ایمان برسد ولی حیا را که در مرحله اول قرار دارد نداشته باشد.
   پیامبر اکرم(ص) می فرمایند:«انسان اگر عاقل باشد،خیلی چیز ها را خود به خود رعایت می کند.» پیامبر اکرم(ص)حیا را نه تنها لباس و زینت،بلکه خلق و خوی اسلام و همه ی دین می دانستند.

 امام صادق(ع) در حدیث شریفی می فرمایند:«حیا از جنس نور است.» از طرفی نور چیزی است که خود ظاهر است و با تابش به دیگران،آنها را هم ظاهر می کند.به عبارتی «نور تابنده» امری پنهانی و حبس شدنی نیست.طبق فرمایش امام صادق(ع) حیا نیز چنین است.حیا را نمی توان حبس کرد،بلکه باید ابراز و اظهار شود.نمیتوان به بهانه ی ریااز حیا پرهیز کرد.حیا از صفاتی است که باید متجلی شود.جزء امور اجتماعی است و نه صرفا تعبدی.رعایت حیا حتی اگر به قصد قربت هم نباشد،آثار خود رابه جای می گذارد.

حیا از چنان اهمیتی برخوردار است که عامل حرمت شراب شمرده شده است.در روایت آمده است:خداوند شراب را به سبب از بین بردن حیا حرام کرد؛چراکه انسان سرمست و میگسار در حال مستی هرکار زشتی را انجام می دهد و آبروی خویش را بر باد می دهد. در مقام تمثیل،پیامبر اکرم(ص) فرمودند:«اگر حیا انسان می بود،هر آینه انسان شایسته ای بود.»

  • شورای مرکزی